سه‌شنبه ۵ ژانویهٔ ۲۰۱۰

ظالم امان از فیلترینگ

دوباره و بهتر بنویسم چند باره تعداد دیگری از سایتهای خبری و تحلیلی وسیاسی وشخصی و ......بسته شدند تا فاز جدیدی از فیلترینگ افسار گسیخته رقم بخورد.مانده ام با این حجم بسته شدن سایتها ووبلاگها دیگر چه خواهد شد وایا هنوز هم میتوان کور سویی از امید داشت که بعضی به ان نظر دارند .آیا اگر کسی از امید حرف میزند با این تفاسیر نباید به ایشان گفت خوش خیال و یا بی خیال .
دور تازه ای از برخوردها در تمام موارد مشاهده میشود وتهدیدها نیز به اوج خود رسیده است ومرتب صدای بزن وببند وبگیر وبکش با همین ادبیات از مجامع دولتی وقضایی ورسمی دیگر به گوش میرسد.در این کشور چه میگذرد .عنان کار به دست کیست .؟
چرا کسی به جد قضیه را نمیگیرد ومدام نق زنی میکنیم .چگونه است که به درستی به مردم گفته نمیشود که چه در انتظارشان هست !
تا کی با نیش وکنایه باید گفت که فضا تنگ است و تاکی این طور پوشیده ندا سرباید داد .حالا که هرکس حق حکم دادن و گرفتن وزدن دارد ما نیز اقلن حق اعتراض داریم.پس تا دیرتر نشده باید به موقع وبا تدبیر صدای اعتراض همه بلند شودو همه بفهمند چه خبر است .

شنبه ۲ ژانویهٔ ۲۰۱۰

با رویش ناگزیر جوانه چه میکنید

می خواستم همین را بنویسم که در بالا نوشته ام واینکه همه بنویسیم تا فرصت فراوان باشد برای نوشتن وهمه بخوانیم تا جا باشد برای فکر کردن ومگر ما چه می خواهیم به جز همین دیدنها ونوشتن ها وخواندنها وگفتگوها.اگر این فرصتها گرفته شود به یقین روزی از جای دیگر سر بر میآورند وسر به همه جا خواهند کشید .دیده ایم اینرا ومیبینیم آنرا.

سه‌شنبه ۲۲ دسامبر ۲۰۰۹

منتظری و تروتسکی

لنین که مرد استالین که از مدتها پیش سودای قدرت در سر داشت به راحتی وبادسیسه به جای وی نشست .تروتسکی اما در به درشدواز کشوری به کشور دیگر میرفت تا اینکه توسط عوامل استالین به قتل رسید .میگویند که بیش از چهل بار این عوامل توطئه قتل او را ریختند وهر با با زیرکی تروتسکی خنثی میشد.منتظری اما در خانه ماند وهمان جا به مبارزه ادامه داد وشاید در این مدت یک بار هم از قم بیرون نرفته بودوعاقبت همان جا نیز مرد.منظری خودش نخواست وتروتسکی را نگذاشتند.تروتسکی ارتش سرخ را تشکیل دادومنتظری نظریه ولایت فقیه را مطرح نمود.هردواما عاقبت به خیر شدندچون به هر حال به قدرت نرسیدند.

تا چه بازی رخ نماید بیدقی خواهیم راند/عرصه شطرنج رندان را مجال شاه نیست

یکشنبه ۲۰ دسامبر ۲۰۰۹

حسابش پاک پاک است.

منتظری ازچند جهت بی نظیر بود و خواهد ماند.یکی اینکه جز معدود افرادی بود که به قدرت پشت کرد .ودیگر آنکه چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب مقابل ظلم ایستاد وفریاد زد.واما مهمتر ازهمه اینکه در زمان حیات وحتا مرگش تنتها کسی بود که طیفهای مختلف مردم و احزاب و روشنفکران وحتا روحانیون به او احترام می گذاشتندو دوستش داشتند .به پیامهای تسلیت فراوان و مختلفی که به مناسبت در گذشتش ارسال شده که نگاهی بیندازیم به خوبی می بینیم که چقدر محبوب همه بود وخیلی نیز اگر چه در باطن از او حساب می بردند.
احترام مردم نسبت به منتظری به دلیل سادگی وبی آلایشی و جسارت وآلوده نبودن وی به قدرت وثروت بود .

جمعه ۱۸ دسامبر ۲۰۰۹

نه هامون ماند ونه دریا

جنبش سبز فراگیر شده است و تمام مردم در شهر ها وروستاها در همه جای ایران در باره آن حرف میزنند .هر کس با هر زبانی که قادر است به آن می پردازد .افراد مسنتر با نام انقلاب دیگر از آن یاد می کنند و تحلیلهای جالب و شنیدنی در این باره دارند و دیگران که با مسایل روز آشنایی بیشتری دارند با نگاهی متفاوت از انقلاب 57به آن نگاه میکنند.یکی آنرا دارای آینده ای روشن میداند ودیگری با علم به اینکه پیروز خواهد شد زیاد به آن دلخوش نیست .یکی عجله داردو دیگری با حوصله تر به جنبش نگاه می کند .یکی از بگیر وببند حرف میزند ودیگری از بخشش ومهربانی وعدالت .تا این جای کار اما همه با هم همراهند وکمترین خللی در رای و عمل کسی به وجود نیامده وتازه هر چه جلوتر میرود با آگاهی دهی مردم فعال و پر شور دیگرانی که تا الان بی تفاوت ویا حتا مخالف بودند نیز به جنبش پیوسته اند واین حرکت جای خود را کم کم در بین روستاییان ومناطق محروم نیز پیدا کرده است.
این جنبش که پیش از این به تمام دنیا صادر شده بود اکنون میرود تا با باد وبارانهای امروزی دشتها ودریاها رانیز درنورددو به همه پیام آزادی وعدالت بدهد.

سه‌شنبه ۱۵ دسامبر ۲۰۰۹

چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من

میدانند چه می خواهند مردم و به دام این و آن نمی افتند .دیر یست میدانند واکنون که وارد شده اند پا سست نمی کنند.با هر توهین و تهمتی به جلو می آیندوباز جا پای خویش را محکم تر میکنند.می مانند وبه آینده نظر دارند.آینده را روشن میبینند چون به کار خود ایمان دارند و با تهدید و فریب دلسرد نمی شوند.مردمی که از بس دروغ شنیده اند و ظلم دیده اند به تنگ آمده اند ویگانه راه رهایی خویش را ماندن وفریاد زدن میدانند.مردمی که هی رای میدهند وباز به آرایشان خیانت می شود چه کنند اگر نایستند و تا جان دارند اعتراض نکنند .آنهایی که ماندن مردم را به صلاح نمی دانند چکاره اند که دستور به رفتن میدهند جز اینکه از این اوضاع نامناسب و آشفته بازار سودی عایدشان شده است.سالهاست می نالند مردم واین برایشان سنتی شده است که هی بنالند و باز عده ای آنها را دعوت به آرامش کنند .
هاشمی قول ابادی دادوهمه چیز خراب تر شد .خاتمی وعده آزادی دادو گرفتند وکشتند .احمدی نژاد از عدالت و راستی گفت و دروغ وبی عدالتی چنان بارید که انگار آسمان آماده شنیدن حرفهایش بود و این همه سال آیا مردم کم منتظر ماندند و خبری نشد وکسی به فکر اصلاح نبود .آیا این همه سال دیگری بر مردم حکومت میکرد که الان همه داد میزنند وهرکس از عیب دیگری میگوید .نه آقا همه تقصیر کارند وباید جوابی داشته باشند وهر کس که بگوید کاره ای نبودم او دروغگو ترین است .هاشمی و خاتمی و احمدی همه گناه کارند چرا که با مردم راست نگفتند تا آن زمان که پرده بر افتاد و دیدیم همه گند این چند ساله را و قبل و قبل ترش را وتا آخر !

شنبه ۱۲ دسامبر ۲۰۰۹

بایدوشاید

باید دیگر میر حسین را بگیریم تا شاید جنبش از حرکت باز ایستد .شاید اگر اورا بگیریم مردم بیشتری به خیابانها بیایند.باید به شدت با مردم بر خورد کرد .شاید اگر برخورد نکنیم مردم بیشتر پیشروی کنند.باید نگذاریم از این بد تر شود.شاید با گرفتن میر حسین مردم حساب کار خود را بکنند.باید اول دور و بر اورا خالی کرد.شاید الان موقع خوبی نیست.باید فشار بیشتری به او وارد کرد.شاید با فشار عقب نرود .باید او را ترساند.واین همه باید وشاید این روزها در ذهن کودتا چیان نقش می بنددو به نتیجه ای نمی رسد.
باید دید مردم چه کار میکنند . شاید آنها آرام آرام راه خود را پیدا کرده باشند وبا صبر و درایت به جلو میروند .